سریال شهرزاد (نقد فصل اول)

سریال شهرزاد: سخن گفتن در باب یکی از استانداردترین و اصولی‌ترین سریال‌های تاریخ رسانه‌ای نمایشی ایران بسی لذت‌بخش است. شاید برای اولین بار در ایران شاهد این بودیم که یک سریال تا این مقدار حرفه‌ای و مطابق و متناسب با شأن و شخصیت تماشاگر و عوامل ساخت و حتی فضای سینمای خانگی و سریال سازی کشور باشد. این تناسب نه‌تنها در تمام شقوقات درون فیلم از داستان و فیلم‌نامه و کارگردانی و بازیگری گرفته تا طراحی صحنه و گریم و فیلم‌برداری و صدابرداری وجود داشت بلکه در بیرون فیلم و تمام عواملی که می‌تواند یک مجموعه رسانه‌ای را به موفقیت برساند نیز کاملا به بُروز و ظهور رسیده بود.

بدون شک موفقیت برای یک سریال زمانی تعریف می‌شود که تعداد زیادی از افراد جامعه‌ی هدف و بازار آن سریال، دنبال کننده و سپس طرفدار آن باشند. زمانی که این سریال از تلویزیون پخش می‌شود معیار خاص خود را داراست و سریالی که اصطلاحا بتواند خیابان‌های یک شهر و بلکه خیابان‌های یک کشور را خلوت کند مطمئنا به این مسئله می‌بالد؛ اما بدون شک سریالی که در سیستم رسانه‌ای کشور ما و در شبکه‌های خصوصیِ بسیار کنترل‌شده یعنی شبکه خانگی و باوجود تمام معضلاتش ازجمله سیستم پخش منسوخ و عذاب‌آور و عدم وجود فرهنگ سهم هزینه‌ی کالای فرهنگی در بین مردم، بتواند خود را در قبال وجه قابل‌توجهی (در مقایسه با نسبت قیمت سریال‌های خارجی با سرانه درامد کشورشان) عرضه کند و طرفداران گسترده نیز پیدا کند، نشان از کیفیتی مثال‌زدنی برای آن سریال است.

فصل اول سریال شهرزاد (5)ساخت سریالی که قریب به نیمی از سال مردم را به خود جلب می‌کند و می‌تواند نقل محافل تجمع مردم از هر صنف و دسته و گروه و طرز فکری باشد، کار آسانی نیست. سریالی که مردم هر هفته از خواننده آن توقع یک شاهکار دیگر موسیقایی را داشتند و توقعشان برآورده نیز می‌شد. سریالی که مردم، نمادهای مختلفش را، مرغ آمینش را در نقاط مختلف کشور بر گردن می‌آویختند. سریالی که موسیقی تیتراژش رکورد بیشترین دانلود کشور را از آن خود کرد. سریالی که سایتش در بالاترین رنکینگ بازدید کشور قرار می‌گیرد. سریالی که انواع و اقسام کمپین‌ها برای حمایت از نسخه اصلی آن به وجود می‌آید. سریالی که بلیت جشن اختتامیه‌اش در زمانی بسیار کمتر از حتی جشنواره فیلم فجر فروش می‌رود؛ و و و …

ساخت سریالی که قریب به نیمی از سال مردم را به خود جلب می‌کند و می‌تواند نقل محافل تجمع مردم از هر صنف و دسته و گروه و طرز فکری باشد، کار آسانی نیست.

شهرزاد الگویی برای سریال‌سازی کشور

تحلیل موفقیت سریال شهرزاد در ابعاد مختلف آن مقوله‌ای بسیار قابل‌بررسی و ناب در فضای رسانه‌ای کشور است که می‌شود ساعت‌ها آن را تجزیه‌وتحلیل کرد و راجع به آن گفتگو کرد و نوشت که در اینجا موردنظر نگارنده نیست اما می‌توان گفت تمام مسائل حرفه‌ای این سریال از تمام مسائل درون فیلم و نیز تمام مسائل حاشیه‌ای آن یک شاخص برای سریال سازی کشور است. مطمئنا باوجود پدیده‌ای مثل شهرزاد دیگر سریالی با ضعف‌های عدیده ساختاری و تبلیغاتی و از هر نظر ضعیف به چشم مردم نمی‌آید و در یک مقایسه طبیعی بازنده و از دور خارج خواهد شد. به همین دلیل و به دلیل حفظ شأن و جایگاه مخاطب و فضای رسانه‌ای کشور، شهرزاد را بدون شک می‌توان یکی از بهترین و حتی بهترین سریال تاریخ سریال سازی کشور دانست.

فصل اول سریال شهرزاد (4)اما به‌دوراز مقدمه، شهرزاد همانند تعداد زیادی از سریال‌های معروف و حتی فیلم‌های سینمایی سریالی جهان بر پایه یک شخصیت اصلی یعنی شهرزاد پایه‌گذاری شده است. درست است که شهرزاد (با بازی ترانه علیدوستی) در همه‌ی جنبه‌های سریال حضور فیزیکی ندارد اما بدون تردید نخِ تسبیحِ تمامِ داستان‌های فیلم است و رد هر قسمتی از داستان درهم‌تنیده‌ی فیلم به او می‌رسد.

اصولا نام‌گذاری یک سریال به نام شخصیت محوری یک زن که داستان پیرامون او اتفاق می‌افتد، در کشور ما مرسوم و از جانب مخاطب ایرانی، امتحان پس داده و محبوب است. شهرزاد نیز همانند بسیاری از سریال‌های پرطرفدار تلویزیونی از این محبوبیت و فضای عاطفی استفاده کرده و با نام‌گذاری شهرزاد یک‌قدم خود را به سلیقه عمومی نزدیک کرده است. به‌شخصه خوشحالم از اینکه نام این سریال از روزی روزگاری عاشقی به شهرزاد تغییر پیدا کرد چه اینکه اگر قرار بود برای سریال نام دیگری تصور کنیم بی‌تردید این اسم می‌بایست ربط و نسبتی با بزرگ آقا (با بازی علی نصیریان) پیدا می‌کرد. ضدقهرمانی که بعد از شهرزاد مهم‌ترین شخصیت سریال در فصل اول است. شخصیتی که تمامی کاراکترها و حتی تیپ‌های سریال در بازی و پلن او نقش‌آفرینی می‌کنند.

بزرگ آقا در شهرزاد شخص متنفذ دولتی که یکی از قطب‌های اقتصادی کشور است و قدرت فراوان مالی او باعث ایجاد یک امپراتوری کوچک برای او شده اما کارگردان به‌درستی و ظرافت در شخصیت بزرگ آقا به دنبال وجوه عاطفی این شخصیت نیز رفته تا یک ضدقهرمان دوس داشتنیِ کثیف را ببینیم که تمام معادلات زندگی شخصیت‌های داستان را بر اساس منافع خود تعریف می‌کند و دراین‌بین شهرزاد نیز خواه‌ناخواه درگیر این دیوِ عاشق صفتِ قدرتمند است.

بزرگ آقا یا پدرخوانده…

در نگاه اول به بزرگ آقا (که دیوان‌سالار کشور است و علی‌القاعده در آشفته‌بازار دهه ۳۰ ایران مشغول تجارت با فقرِ مردم و توسعه‌ی ظاهری تهران در راستای سیاست‌های حکومتی است) می‌توان رد یک شباهت ملموس به شخصیت دون کورلئونه در فیلم پدرخوانده را از جانب کارگردان به این شخصیت زد. بسیاری از دکوپاژهای این شخصیت نیز شبیه سکانس‌های پدرخوانده است که می‌توان به صحنه‌های پشت میز و یا کشتار رقبا و یا حتی مرگ بزرگ آقا و گشت زدن داخل باغ قبل از مرگ اشاره کرد؛ و همچنین وجود یک وارث و پدرخوانده‌ی دیگر بعدِ او نشانه‌ی دیگر الهام گرفته شدن این شخصیت از پدرخوانده است؛ اما مطمئنا سیاسی‌ترین شخصیت فیلم نیز بزرگ آقاست. کسی که از وکیل و وزیر و رئیس شهربانی نیز بزرگ‌تر است و در بازی سیاسی خود نیز از آن‌ها بازی می‌گیرد و اصولا همه‌ی کارهایش وجهه سیاسی و اقتصادی دارد و فقط در یک نقطه، تمام این بازی‌ها برایش بهم ریخته است و آن خانواده است. این شباهت بین بزرگ آقا و دون کورلئونه هم وجود دارد و موجب اتفاقات دراماتیک داستان نیز می‌شود و اصولا داستان اینجاست که جذابیتِ عامِ سیاست را در خود حل می‌کند.

حسن فتحی در شهرزاد با یک تیر دو نشان می‌زند

پرداختن به سیاست در سریال شهرزاد کاملا غیرمستقیم و در بستر داستان اتفاق می‌افتد. شهرزاد در مقایسه با سریال هم‌زمانی که از تلویزیون در همین بستر تاریخی روایت می‌شد، چنان دست بالایی دارد که اصلا مقایسه آن‌ها نیز کار درستی نیست. روایت زندگی افراد مرتبط به هم در بستر دهه سی هجری شمسی و بارزترین اتفاق این دوران یعنی کودتای ۲۸ مرداد و حذف مصدق و مصدقیون از زمام کشور در شهرزاد نه با محوریت قضایای سیاسی بلکه با محوریت داستان زندگی مردم است. فتحی نشان داده که علاقه‌اش به تاریخ موجب نمی‌شود که از درام کوتاه بیاید و داستانش را به نفع بیان یک واقعیت تاریخی با سلیقه سیاسی خود تغییر دهد و این مسئله را نیز قبلا در مدار صفر درجه به‌خوبی نشان داده است.

فصل اول سریال شهرزاد (3)مسئله او داستان شخصیت‌ها و عشق مردم است در بستری که تضادهای اجتماعی به اوج خود رسیده و عواطف انسانی پررنگ‌ترین بَروز خود را می‌توانند داشته باشند. این اوج هوشمندی این کارگردان را به نمایش می‌گذارد که بارها توانسته از غنای تاریخی کشور برای روایت عشق، این دغدغه همیشگی خود و والاترین گوهر انسانی استفاده می‌کند. حال فرقی ندارد این عشق بین یک نجیب‌زاده قجری و یک لات عاشق امام حسین باشد و یا یک دانشجوی ایرانی فرنگ‌رفته‌ی عاشق‌پیشه و یا شهرزاد مصیبت‌دیده‌ی عاشق که میان قوم یاجوج و ماجوج پهلوی گیر افتاده است. تو گویی فتحی اگر بتواند می‌خواهد هزاران عاشقانه از دوران سخت و مصیبت‌بار تاریخ معاصر به نمایش بگذارد؛ تا بگوید چه بلایی بر سر عشق‌هایی از ما آمده که می‌توانست یک زندگی آرام مثل زندگی تمام مردمان جهان باشد اما دیو سیاست چنان آن را بلعیده که گاه‌گاه باید نشسته و برای آن بگرییم. برای حیدر و یاور برای حبیب پارسا و سارا استروک و حالا برای شهرزاد و فرهاد.

فتحی داستان‌گویی را کاملا در این تجربه‌ها یاد گرفته و مخاطب خود را نیز آزموده و رگ خوابش را بدست آورده است و با استفاده از نمونه‌های قبلاً امتحان پس داده نیز داستانش را آراسته تا یک پدرخوانده‌ی قدرتمند در مرکز اتفاقات داستانش داشته باشد و دو خانواده‌ی صمیمی که پیرامون بزرگ آقا به وجود آمده‌اند و جرقه داستان عاشقانه سریال نیز از همین‌جا زده می‌شود. بین دختر و پسر مهم‌ترین نوچه‌های بزرگ آقا، پدر شهرزاد جمشید (با بازی محمود پاک‌نیت) و پدر فرهاد هاشم (با بازی مهدی سلطانی). خط اصلی داستان بسیار ساده روایت می‌شود و ادامه پیدا می‌کند.

شهرزاد: گرفتن ماهی عشق از آب گل‌آلود سیاست

شهرزاد و فرهاد، دو دانشجوی جوان و طبیعتا در فضای دانشگاهی آن روزهای کشور، طرفدار مصدق و تمایلات ملی ایرانی، عاشق یکدیگر هستند اما یک اتفاق مهم و کودتای ۲۸ مرداد و اتفاقات روز بیست و هشتم و شلوغی‌های کلاه‌مخملی‌ها باعث دستگیری فرهاد به اتهام قتل می‌شود و این آغاز جدایی دو عاشق است. بزرگ آقا بانفوذ خود پسر نوچه‌اش را از زندان درمی‌آورد. فرهاد و شهرزاد پایداری عشقشان را مدیون بزرگ آقا می‌شوند عشقی که خودِ بزرگ آقا دوباره آن را پس می‌گیرد و شهرزاد را برای برادرزاده‌ی قلابی‌اش لقمه می‌گیرد تا بچه‌دار نشدن دخترش را با یک دختر دیگر که عاشقش است جبران کند.

فصل اول سریال شهرزاد (2)اینکه بزرگ آقای سرمایه‌دار و مرتبط با اجنبی با گل‌آلود کردن آب و درگیر کردن مصدقی‌ها و چپی‌ها و سرکار گذاشتن آن‌ها می‌تواند مروارید شهرزاد را از آب بگیرد و این پیام و کنایه‌ای سیاسی در لایه زیرین فیلم است؛ که آن‌قدر دل‌نشین است که انسان را وادار به تحسین کارگردان می‌کند. کارگردانی که این آب گل‌آلود را با عاشق شدن فرهاد و عشقش به یک زن شاعر چپی به نام آذر گلدره ای باز گل‌آلودتر می‌کند تا ماهی عشق دیگری از آن بگیرد و آذر گلدره ای را عاشقی کند که از جان خود و فرزند خود برای عشق می‌گذرد؛ اما داستان پیچیده فتحی با ریزه‌کاری‌های فراوانش ازجمله حضور حشمت و نصرت (با بازی پورعرب و فلاحی پور) و معلوم شدن نسبت قباد (با بازی شهاب حسینی) با آن‌ها به اوج خود می‌رسد و با زدن تیر خلاص به بزرگ آقا و تعلیق عشق و کینه‌ی به وجود آمده بین پدرخوانده جدید (قباد) و قهرمان داستان (شهرزاد)، بیننده را برای دنبال کردن قسمت بعدی هرچه مشتاق‌تر می‌کند.

شهرزاد: نمونه‌ای عالی از داستان عشقی سترگ و پر شاخ‌وبرگ

اما در رابطه با پیچیدگی داستان سریال شهرزاد به‌جرئت می‌توان گفت شهرزاد یک نمونه‌ی بسیار عالی از داستانک‌پردازی‌های مرتبط با داستان اصلی و در راستای به وجود آوردن فضای اجتماعی-سیاسی و خانوادگی و نیز مشخص شدن و تکمیل شدن کاراکترهاست. از بارزترین نمونه‌ی این داستانک‌ها می‌توان به داستان بابک و مریم (با بازی امیرحسین رستمی و مینا وحید) و درگیری آن‌ها با سرهنگ تیموری (با بازی هومن برق نورد) اشاره کرد و یا می‌توان به داستان اصغری و میترا و یا خدمتکارهای شیرین (با بازی پریناز ایزدیار) و بزرگ آقا و همچنین داستان اتفاق افتاده بین قباد و شیرین و تأثیر شیرین به‌عنوان نقطه‌ضعف بزرگ آقا در داستان اشاره کرد.

فصل اول سریال شهرزاد (1)هرچه در باب کارگردانی و داستان فیلم بگوییم بازهم جا دارد بیشتر گفته شود. از پرداخت داستان و فضای بی‌نظیر در اجرای ریزه‌کاری‌های داستانی ازجمله روابط خانوادگی و چشم و هم‌چشمی‌های زنانه و حساسیت‌های زنانه بین یکدیگر و فضای ایجادشده در مهمانی‌های زنانه و از آن‌سو روابط مردانه که توگویی کارگردان در هر دو سو زندگی کرده و گاهی زن بوده و گاهی مرد، گرفته تا روابط پیچیده سیاسی و رابطه‌ی چپی‌ها و مصدقی‌ها و مأمورهای امنیتی و شهربانی و روابط مافیایی سیاسی آن روزها به زیبایی به نمایش درآمده. پرداخت کاراکترها نیز با توجه به زمان کافی کاملا بی‌نقص است و تقریبا تمام کاراکترها قابل‌فهم و ملموس هستند. بدون شک در ایجاد این مهم نمی‌توان از بازی بی‌نظیر بازیگران گذشت. در صدر این جدول استاد نصیریان قرار دارد که بازی بی‌نظیر و خیره‌کننده‌ای در سکانس‌های مختلف به نمایش گذاشته است. به‌واقع به‌عنوان یک بیننده بسیار لذت‌بخش و مبهوت‌کننده بود که چطور در نماهای مختلف دوربین، بازی‌های متفاوتی از ایشان دیدیم. بازی تمام بازیگران به نسبت قابل‌قبول و استاندار و قابل دفاع است و جای تحسین دارد.

حال باید منتظر ماند و دید فتحی بعد از مرگ بزرگ آقا و وصال شهرزاد و فرهاد و به قدرت رسیدن قباد به‌جای بزرگ آقا چه خوابی برای مخاطبان چشم‌انتظار خود دیده است

در پایان می‌توان گفت شهرزاد با تمام زندگیِ جریان داشته در خود، در زندگی مردم جریان پیدا کرد و یک نمونه خاص و به‌یادماندنی از یک سریال جذاب را در اذهان به وجود آورد. به‌شخصه بی‌صبرانه منتظر فصل دوم سریال شهرزاد هستم تا ببینم کارگردان باهوش این سریال بعد از مرگ بزرگ آقا و وصال شهرزاد و فرهاد و به قدرت رسیدن قباد به‌جای بزرگ آقا چه داستان پیچیده‌ای روایت می‌کند و این بار چه خوابی برای مخاطبان چشم‌انتظار خود دیده است. همچنین امیدوارم این فیلم به‌مانند اکثر فیلم‌هایی که در ایران به قسمت بعدی می‌انجامند صرفا برای یک انتفاع مالی مجدد از موفقیت قبلی و بی‌دغدغه ساخته نشود و بتواند همچنان وجه روایتگری یک داستان عاشقانه در بستر سیاسی اجتماعی باشد.

سریال شهرزاد نقد سریال شهرزاد فصل اول. فصل دوم شهرزاد چه اتفاقی می‌افتد. نقد فصل دوم شهرزاد همه‌چیز در مورد سریال شهرزاد، داستان سریال شهرزاد فصل دوم

استفاده از این مطلب با ذکر نام منبع و لینک به این صفحه کاملا آزاد است.

نقد فیلم

    به اشتراک بگذارید
    ۱۵٫۴٫۱۳۹۶
     
    علی منصوری
    به قلم: علی منصوری

    تشنه‌ی هنر و خودش را زورو نقد ایران می داند ...

    13 دیدگاه مطرح شده
    • فاطی

      قباد رو خیلی روست دارم

    • faawtemeh

      فرهاد و شهرزاد خیلی لوسن ولی قباد یه چیز دیگس

    • مهسا

      فصل دومش فکر نکنم همچین جذاب باشه

    • سارا پیراسته

      علبی بود موفق باشید

    • آزیتا

      خیلی مسخرس

    • ardavan_rb

      مثل فصل قبل دوشنبه ها می یاد؟

    • ترانه

      این قباد عشقه😍😘

    • ناشناس

      ❤️❤️

    • aynaz.a

      الان دیگه دور دور قباده دهنشونو سرویس میکنه

    • rezasouzani

      فصل دوم شروع شده

    • پرچهر

      نمی دونم چرا عشق شهرزاد و فرهاد رو نمیشه باور کرد .. بچه گانس فقط حرف می زنن دور هم می چرخن

      • jwd

        کاملا موافقم اصن بهم نمیان

    • مهیار خوارزم

      چرا نوشتی بزرگ آقا ضدقهرمانه فیلمه ؟ برعکس ته تمام حرفاش مصلحت و آینده نگری خوابیده بود

    بیان دیدگاه