نقد فیلم خارجی: وارکرافت: سنت هالیوود در تبدیل بازی‌های محبوب به فیلم‌های ضعیف ادامه دارد.

به قلم جاف بِرکشایِر دستیار سردبیر، نشریه ورایتی

نقد فیلم خارجی | جنگ حماسی اصلی در فیلم «رزم‌پیشه» رویارویی انسان‌ها با اُرک‌ها نیست. اگرچه بیش از ۲ ساعت از فیلم به این موضوع اختصاص‌یافته است. جنگ واقعی و مبارز‌ه‌ی اصلی را فیلم‌سازان این فیلم می‌کنند که سعی در بیان داستان بااحساس و روح در کشمکش با مضحکی ذاتی‌ موضوعی دارند که در حال کار روی آن هستند. حتماً که نباید یک جادوگر باشید تا بتوانید پیش‌بینی کنید این اقتباس مسخره و پرهزینه از یک بازی آنلاین پدیده سرانجام به یک اثر هنری نصف و نیمه‌ و ضعیف بدل خواهد شد.

بدون کوچک‌ترین توجهی به کسانی که شاید با این بازی و کلا اُرک‌ها و جادوگرها آشنا نباشند، فیلم از همان ابتدا شما را به درون دنیایی خیالی با موجوداتی افسانه‌ای، وردها و طلسم‌هایی جادویی و کاراکترها و مکان‌هایی با اسامی عجیب‌وغریب و سخت می‌کشاند. از این حیث فیلم رویکرد همینی که هست (می‌خوای بخواه نمی‌خوای نخواه) را در پیش‌گرفته با این امید که اکثر مخاطبین منتظر می‌مانند ببینند بعد چه می‌شود، اما هواداران پر و پا قرص این بازی نقش‌آفرینی شاید تجربه‌ی کاملاً متفاوتی داشته باشند. اگر این‌طور شود، «یونیورسال» می‌تواند امیدوار باشد که باکس‌آفیس را سریع و پشت‌هم خواهد لرزاند، درصورتی‌که این اتفاق نیفتد اما این استودیوی فیلم‌سازی احتمالاً به یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تابستان امسال چشم دوخته است.

فیلم از همان ابتدا شما را به درون دنیایی خیالی با موجوداتی افسانه‌ای، وردها و طلسم‌هایی جادویی و کاراکترها و مکان‌هایی با اسامی عجیب‌وغریب و سخت می‌کشاند.

warcraft-movie- (48)

این مسائل اما برخلاف تلاش قابل‌ستایش کارگردان فیلم دوکان جونز است، او دو فیلم علمی-تخیلی کم‌هزینه‌ی “Moon” و “Source Code” را کاربلدانه تمام کرده و در اینجا هم شجاعانه تقلا می‌کند تا به کمک «چارلز لیوِت» در فیلم‌نامه پایه‌های عاطفی قدرتمندی را برای فیلم ایجاد کند. بازی «رزم‌پیشه» – که محبوبیتش از ۱۲ میلیون کاربر در سال ۲۰۱۰ به حدود ۵ میلیون افول کرده است (تا جایی که شرکت سازنده دیگر آمار کاربران این بازی را منتشر نمی‌کند) – از ابتدا هم قرار نبود که عمق داستان‌گویی فیلم‌هایی همچون «ارباب حلقه‌ها» و حتی «بازی تاج‌وتخت» را داشته باشد؛ اما این فیلم بی‌محابا (انگارنه‌انگار) از هردوی این فیلم‌ها دله‌دزدی می‌کند. به این فهرست «جنگ ستارگان»، «طلوع سیاره‌ی میمون‌ها»، «اَوِتار» و فیلم‌های پرفروش بسیاری دیگر را هم اضافه کنید.

warcraft-movie- (4)
warcraft-movie- (3)

«اُرک‌ها»، گونه‌ای از غول‌های گُنده و جنگجو هستند که سرزمین مادری در حال نابودی خود «درینور» را رها می‌کنند و از طریق دروازه‌ای جادویی پا به سرزمین آرام و خالی از جنگ «اَزِوراث» می‌گذارند که در آن با انسان‌ها که انتظارش را هم نداشتند بر سر کنترل قلمرو وارد جنگی تمام‌عیار می‌شوند. یکی از سربازان اُرک به نام «دورُتان» (با بازی Toby Kebbell، همه‌ی اُرک‌ها در این فیلم با فنّاوری performance capture نقش‌آفرینی کرده‌اند) شیوه وحشیانه‌ی زندگی هم‌قبیله‌ای‌های خود– به رهبری فرمانده جنگ سیاه‌دست (Clancy Brown) و جادوگری تشنه‌ی قدرت به اسم «گول‌دان» (Daniel Wu) – را قبول ندارد و معتقد است رسیدن به همزیستی بدون خونریزی هم ممکن و در دسترس است. همتای او در سمت انسان‌ها شخصی است به اسم «آدین لوثَر» (Travis Fimmel از سریال وایکینگ‌ها). شوالیه‌ای که خود را وقف خدمت به شاه و ملکه‌ی نیک‌خواه و خیراندیش خود (Dominic Cooper و Ruth Negga) کرده است.

warcraft-movie- (45)

جفت تندخوی دوروتان (Anna Galvin) در ابتدای ورودشان به سرزمین انسان‌ها بچه اورکی دوست‌داشتنی به دنیا می‌آورد، این سمت داستان هم پسر لوثَر به اسم «کالان» (Burkely Duffield) به دنبال تحت تأثیر قرار دادن پدرش در میدان‌های جنگ است. هر جا که راه داشت از این قیدوبندهای خانوادگی استفاده شد تا حداکثر تأثیر عاطفی ممکن بر مخاطب گذاشته شود. همان‌طور که شخصیت‌های اصلی در هر دو سمت، خشمگین می‌شوند، تردید می‌کنند، سوگواری کرده و با درایت می‌اندیشند، پیچیدگی‌هایی که در هر جنگ و کشمکشی دو طرف با آن دست به گریبان‌اند.

کارگردان فیلم دوکان جونز شجاعانه تقلا می‌کند تا به کمک «چارلز لیوِت» در فیلم‌نامه پایه‌های عاطفی قدرتمندی را برای فیلم ایجاد کنند

«دیتو گارونا» (Paula Patton)، برده‌ای است که ادعا می‌کند نیم اُرک و نیم انسان است، هر طور شده از دروازه می‌گذرد اما خود را بین دو دنیای انسان‌ها و اُرک‌ها معلق می‌یابد. او خیلی سریع با لوثَر جور می‌شود ولی جدی گرفتن «پَتون» و یا کاراکترش در فیلم با آن پوست سبز استار تِرِکی بیگانه-وارش و دندان‌های نیش غیر عادیش که از فکش بیرون زده واقعاً دشوار است. بیشتر شبیه به لباسی می‌ماند که با چانه زدن از حراجی خریده باشید و جوری حرف می‌زند که انگار دهانش پر است از لوبیاهای سحرآمیز.

و این ما را به ریشه‌ی ضعف‌های فیلم رزم‌پیشه می‌برد. فیلم به حدی سنگین و شلوغ است که هیچ‌وقت نمی‌رسد نشان دهد که چقدر تک‌تک شخصیت‌‌ها، جنگ‌ها‌ و سرزمین‌های جدید عالی و با جزئیات کامل کار شده‌اند. «بِن فاستر» هم یکی دیگر از نقش‌های کلیدی فیلم را به عهده دارد، جادوگر ترک دنیا کرده مِدیو (Medivh) یکی از نگهبانان اَزوراث که ظاهراً آن‌طور که باید هم در جادوی سیاه مهارت ندارد. او در حال تراشیدن مجسمه‌ای از شن معرفی می‌شود (حتماً با حکایت قدیمی مجسمه‌ی شنی چخوف آشنا هستید)، بالاتنه لخت و با چشمانی وحشی که البته طول می‌کشد تا لوثَر بالاخره با کنار هم گذاشتن تمام این نشانه‌ها متوجه اصل ماجرا شود. مِدیو در اصل باید شوخ باشد اما تبدیل فاستر به موجودی خشک و بی‌روح مثل خود فیلم کلافه‌کننده است.

فیلم از ابتدا هم قرار نبود که عمق داستان‌گویی فیلم‌هایی همچون «ارباب حلقه‌ها» و حتی «بازی تاج‌وتخت» را داشته باشد؛ اما این فیلم بی‌محابا (انگارنه‌انگار) از هردوی این فیلم‌ها دله‌دزدی می‌کند

warcraft-movie- (44)
warcraft-movie- (38)

با خلق سرزمین‌ها به شکلی وسواس‌گونه‌ و دقیق و با جزئیات که عمدتاً در استودیو ساخته‌شده‌ و با استفاده از CGI طی مدت طولانیِ پسا-تولید تکمیل‌شده‌اند، رزم‌پیشه به دنبال چیزی دست‌اول و چشم‌گیر است که به اثری رنگ و رو رفته و نخ‌نما می‌انجامد. این فیلم هم به‌صف طولانی قمارهای بی‌محابانه‌ی جلوه‌های بصری هالیوود می‌پیوندد. اگر بِبرید به چیزی می‌رسید که بسیاری انتظارش را هم نداشتند، مثل ۳۰۰ (در بهترین شرایط پدیده‌ای مثل اَوِتار) اما اگر ببازید – مثل “The Spirit” “Sky Captain and the World of Tomorrow” “Sucker Punch”- اشهدتان خوانده است.

فیلم به حدی سنگین و شلوغ است که هیچ‌وقت نمی‌رسد نشان دهد که چقدر تک‌تک شخصیت‌‌ها، جنگ‌ها‌ و سرزمین‌های جدید عالی و با جزئیات کامل کار شده‌اند


با بیش از ۲۰۰۰ جلوه‌ی بصری کار شده، واقعاً تصور زمان، انرژی، برنامه‌ریزی و دقتی که صرف رزم‌پیشه شده است آدم را دلسرد می‌کند، مخصوصاً وقتی‌که محصول نهایی چیزی شبیه انیمیشن‌های تبلیغاتی بازی‌های آیفون از آب درآمده باشد. با توجه به اینکه در دو فیلم قبلیش جونز با استادی توانست عجیب‌ترین عناصر را کاملاً باورپذیر از آب درآورد، فکر نمی‌کنم حالا برای پایین دادن این شازده‌ی کارتونیش بتواند راهی بیابد. تعلق و توجه قلبی او به همچین موضوعی را فقط می‌توان پای حماقت گذاشت.

رزم‌پیشه به دنبال چیزی دست‌اول و چشم‌گیر است اما به اثری رنگ و رو رفته و نخ‌نما می‌انجامد. این فیلم هم به‌صف طولانی قمارهای بی‌محابانه‌ی جلوه‌های ویژه هالیوود می‌پیوندد.

warcraft-movie- (13)

بار هنری سنگین فیلم را طراح صحنه Gavin Bocquet و طراح لباس Mayes C. Rubeo و مشاوران جلوه‌های ویژه Bill Westenhofer, Jeff White و Jason Smith به دوش می‌کشند، چون چیزهای که تهیه‌کنندگان فیلم خریده‌ بودند صرفاً یکسری لوکیشن، قفسه لباس، اسلحه و شمشیر و جادو و جمبل بود.

نهایتاً رزم‌پیشه با چینش برای قسمت بعد تمام می‌شود و بیشتر این احساس که اگر جنگ این‌ است، شاید بهتر باشد کلاً جنگیدن را کنار بگذاریم.

ترجمه مجید مسکینی

اختصاصی پلان‌موویز استفاده از این مطلب با ذکر منبع و لینک به این صفحه آزاد می‌باشد.

نقد فیلم

    به اشتراک بگذارید
    ۲۷٫۳٫۱۳۹۵
     
    مجید مسکینی
    به قلم: مجید مسکینی

    27 ساله، مدیر پلان موویز، به آثار کلاسیک (چه موسیقی، چه کتاب، چه فیلم) احترام می‌ذاره اما معتقده جدید همیشه بهتره

    بیان دیدگاه