نقد فیلم: یاغی یک روایتی از جنگ ستارگان با ستارگان کم اما جنگ‌های بسیار

نقد فیلم خارجی: جنگ ستارگان یاغی شده و از حماسه‌ی اصلی فاصله گرفته تا اولین فیلم مستقل جنگ ستارگان باشد که همچنان می‌تازد. همین پارسال بود که نیرو در کهکشانی بسیار دوردست برخاست و با خود نقدهایی شورانگیز، مدح و ثنای سینه‌چاک و البته پولی هنگفت در باکس آفیس به همراه آورد و به سومین پرفروش‌تری فیلم تاریخ بدل شد. (جنگ ستارگان نیرو برمی‌خیزد)

حالا یک سال پس‌ازآن ماجرا و باوجود شایعات بسیار در باب بازسازی برخی صحنه‌ها، داستانی که به‌زحمت چیز جدیدی داشت و گروه بازیگری جوان و نه‌چندان شناخته‌شده، همه فکر می‌کردند اولین فیلم مستقل جنگ ستارگان نهایتا یک‌چیز نصفه‌نیمه از آب دربیاید.

نتیجه اما؟ نصفه‌نیمه که چه عرض کنم، یاغی یک: روایتی از جنگ ستارگان اثری درخشان از آب درآمده، با این اوصاف فیلم فاقد هرگونه‌ی ایده‌ی جدید و بکر و مختص به خودش است، بیشتر شبیه بیعتی با نیاکان خود است تا فیلمی مستقل که مسیر و جهت‌گیری خودش را داشته باشد. هرچقدر که «نیرو برمی‌خیزد» ساخته‌ی جِی.جِی آبرامز توانست برای خودش اسم‌ورسمی به پا کند، یاغی یک بیشتر روکشی خشک و بسته روی فیلم‌های قبلی به نظر می‌آید. فیلم هیجان‌انگیز و سرگرم‌کننده است اما ظاهرا نیرو با آن همراه نیست. واقعا فرار کردن از این حس دلسردکننده که همه‌ی این‌ها را قبلا دیده‌اید ممکن نیست.

دیزنی به‌اصطلاح تصمیم به ماروِلی-سازی جنگ ستارگان گرفت، یعنی بسط و گسترش یکی از محبوب‌ترین و غنی‌ترین روایت‌های تاریخ و تعریف سیلی از داستان‌هایی تمام‌نشدنی در قالب‌های مختلف رسانه‌ای

%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%ba%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-rogue-one-a-star-wars-story-2016-14وقتی‌که در سال ۲۰۱۲ دیزنی لوکاس فیلم را خرید بی‌معطلی مشخص بود که دنبال درآوردن پولی بسیار بیشتر از ۴ میلیارد دلاری است که پای خرید این استودیو پرداخته است. به‌زودی نه‌تنها یک سه‌گانه‌ی کاملا جدید از فیلم‌های جنگ ستارگان درراه بود که استودیو از ساخت یکسری فیلم مشتق شده از ماجراهای جنگ ستارگان نیز کوتاه نیامد؛ فیلم‌هایی که همچنان در کهکشان دوردست جورج لوکاس جریان دارند اما لزوما داستان مناقشات و مسائل خانواده‌ی اسکای‌واکر را دنبال نمی‌کنند. به عبارت بهتر استودیو به‌اصطلاح تصمیم به ماروِلی-سازی جنگ ستارگان گرفت، یعنی بسط و گسترش یکی از محبوب‌ترین و غنی‌ترین روایت‌های تاریخ و تعریف سیلی از روایتهای تمام‌نشدنی در قالب‌های مختلف رسانه‌ای از آن.

سال پیش جی.جی آبرامز با «نیرو برمی‌خیزد» اولین قدم در این مسیر را به‌خوبی برداشت و جایگاه این فرنچایز را به‌عنوان یک غول عظیم سینمایی بازیابی کرد و حالا زمان قدم بعدی فرارسیده است. این بار با گارت ادواردز و یاغی یک: روایتی از جنگ ستارگان.

یاغی یک روایتی از جنگ ستارگان «Rogue One: A Star Wars Story» اولین فیلم مشتق شده از مجموعه فیلم‌های جنگ ستارگان است که اجازه پیدا کرده مستقل از رعایت ترتیب زمانی فیلم‌های جنگ ستارگان که با اعداد رومی مشخص می‌شوند پیش رود. عملا فیلم آزاد بود تماشاگر را به هر سمتی که می‌خواهد سوق دهد، اما به‌جایش ترجیح داد به آغاز ماجرا بازگردد، آغاز همه‌چیز قبل از حتی شروع داستان فیلم اول جنگ ستارگان ۱۹۷۷ تا مثلا داستان پشت سه‌گانه اول جنگ ستارگان را روشن کرده باشد. فیلم بیشتر به درد کسانی می‌خورد که در این فکر بودند که مثلا اولین پیروزی اتحاد در برابر امپراتوری چه زمانی اتفاق افتاد و یا چطور پرنسس لیا به نقشه‌های ستاره‌ی مرگ دسترسی پیدا کرد؛ بنابراین تبریک به طرفداران کنجکاو چون فیلم جدید جنگ ستارگان یاغی یک قرار است به سؤالات شما پاسخ دهد و با فیلمی تعقیب و گریزی که پایانش را همه از سال ۱۹۷۷ می‌دانند، باقی تماشاگران را احتمالا لالایی بخواند تا خوابشان ببرد.

جنگ‌های ستاره‌ای دوباره شروع می‌شوند …

وقتی به فیلم «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد» برمی‌گردیم همگی موافقیم که انصافا فیلم بدی نبود و با معرفی شخصیت‌های جدید تماشاگر را درگیر و هوشیار نگه می‌داشت اما همچنین باید بپذیریم که فیلم صرفا جهت ساخت یک فیلم جنگ ستارگانی و به دست آوردن دل طرفدارانی که با سه‌گانه پیش‌درآمد از جنگ ستارگان داغ روی دلشان مانده بود، ساخته شد. به‌این‌ترتیب فیلمی روی دستمان ماند که مثل یک سی‌دی گلچین از بهترین آهنگ‌ها است. «نیرو برمی‌خیزد» بیشتر یک باز‌سازی بود تا یک دنباله اما از منظر اقتصادی و راضی نگه‌داشتن طرفداران قانع‌کننده بود. اما با اولین فیلم مشتق شده از جنگ ستارگان «یاغی یک»، کارگردان گارت ادواردز سرانجام موفق می‌شود از مسیر همیشگی این مجموعه فیلم‌ها خارج شود.

قبل از اینکه سراغ آخرین فیلم جنگ ستارگان، «یاغی یک» زیر چتر دیزنی برویم، من فرض را بر این می‌گذارم که شما فیلم «جنگ ستارگان: اپیزود ۴ امید نو» را دیده‌اید. به این خاطر که ظاهرا دیزنی و سازندگان یاغی یک این‌طور فرض کرده‌اند. یاغی یک باکله به درون افسانه‌ی جنگ ستارگان شیرجه می‌رود و مانند خوکی که داخل حوض گل افتاده جست‌وخیز می‌کند و چنان در آن می‌خرامد و به خود می‌بالد که جای چیز دیگری باقی نمی‌ماند؛ بنابراین اگر فیلم‌های جنگ ستارگان مخصوصا اپیزود اول را ندیده‌اید احتمالا از یاغی یک سردرنخواهید آورد.

دنیای جنگ ستارگان بازهم بزرگ‌تر می‌شود…

%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%ba%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-rogue-one-a-star-wars-story-2016-15اگر از منظر مالی و مدیریتی به قضیه نگاه کنیم می‌بینیم تصمیم کمپانی بسیار هم سنجیده‌ای و حساب شده بوده است (با توجه به سیل عظیم طرفداران جنگ ستارگان) و این دقیقا چیزی است که یاغی یک هست: نگاه مدیریتی به فیلمی محبوب، فیلمی که به اصل ماجرا قناعت کرده و مطلقا هیچ ریسک و امتحانی را نمی‌پذیرد، کاملا شایسته و مطلقا اقتباس نشده …

برای کسانی که شاید با داستان فیلم آشنا نیستند ماجرا ازاین‌قرار است؛ مدت‌ها پیش در یک کهکشان دورافتاده یک امپراتوری ستمگر در تلاش بود تا تمام سیارات داخل کهکشان را زیر یوق خود درآورد. دیوان‌سالاران امپراتوری فکر می‌کنند که بالاخره فرصت این کار را به دست آورده‌اند. در قالب کره‌ای موسوم به ستاره‌ی مرگ، سلاحی شناور در فضا که قدرت تخریب یک سیاره‌ی کامل با شلیک تنها یک توپ غول‌آسا را دارد؛ و به‌این‌ترتیب تمامی سیارات مخصوصا سیاراتی که از ائتلاف نصفه‌نیمه شورشیان حمایت می‌کنند در معرض خطر قرار می‌گیرند.

تنها امید آن‌ها برای مقابله با هم‌چین سلاح مرگباری بررسی و تحلیل نقشه‌های ستاره‌ی مرگ و پیدا کردن نقاط ضعف احتمالی آن است و البته تنها امیدشان برای به دست آوردن نقشه‌های ایستگاه نیز دختر پوست‌کلفت (فلیسیتی جونز) طراح اصلی این سلاح (مدز میکلسون) است که ظاهرا برای شورشیان، امپراتوری و کلا هیچ کسی اهمیتی قائل نیست.

فیلمی حتی بهتر از نیرو برمی‌خیزد …

همان‌طور که از متخصصان لوکاس فیلم (پیشگامان جلوه‌های بصری) انتظار می‌رفت یاغی یک فیلمی سرتاسر اکشن با جلوه‌های بصری خیره‌کننده از آب درآمده که ذره‌ای در جلوه‌های بصری و طراحی صحنه کوتاه نمی‌آیند و به‌این‌ترتیب موفق می‌شود یک‌جور روکش مدرن بر افسانه‌ای قدیمی بکشد. درحالی‌که طراحان صحنه نیل لامونت (هری پاتر) و داگ چیانگ (پیش‌درآمدهای جنگ ستارگان) زمان زیادی را صرف جستجوی ایده و الهام در فیلم‌های اصلی و اولیه جنگ ستارگان کردند، فیلم‌بردار گریگ فریزِر (Zero Dark Thirty) موفق شد خلاقیت‌های خوبی را با ابزار جلوه‌های بصری سریال‌های کلاسیک جنگ ستارگان پیاده کند. از طیف رنگی زنگار رفته تا انتخاب برداشت‌های دوربین روی دست و کلوزآپ‌هایی هوایی، فریزِر موفق شد ظاهری جدید به کهکشان‌های دوردست ببخشد و به‌این‌ترتیب فیلم جنگ ستارگانی خلق کند که هم به فیلم‌های جنگ ستارگان شباهت دارد و هم ندارد.

یاغی یک فیلمی سرتاسر اکشن با جلوه‌های بصری خیره‌کننده از آب درآمده که ذره‌ای در جلوه‌های بصری و طراحی صحنه کوتاه نمی‌آیند

این موضوع را می‌توان به جلوه‌های بصری بعضا-خارق‌العاده‌ی جان نال نیز تعمیم داد که به شایستگی، ضمن انجام کارهایی که در آن زمان ممکن نبود طرح‌های فیلم اصلی را نیز حفظ می‌کند. این مسئله همه‌جای فیلم البته خوب جواب نمی‌دهد و وقتی‌که جواب نمی‌دهد بیشتر یک سوء‌تفاهم ادراکی به‌نظر می‌رسد تا یک ضعف فنی. نمونه‌ی بارز این امر سپر سیاره‌ای دربرگیرنده سیاره‌ی گنبدی است که جاسوسان شورشی باید به آن نفوذ کنند تا نقشه‌های ستاره مرگ را بربایند. تمرکز عمده‌ی پرده‌ی آخر فیلم روی همین موضوع است که نهایتا نسخه‌ای ماست‌مالی شده از سپر جوی سیاره‌ی Druidia در فیلم Spaceballs (فیلم علمی-تخیلی ۱۹۸۷) از کار درمی‌آید.

ناشیگری‌های ادراکی مانند این، همان جایی است که یاغی یک می‌لغزد که عامل بیشترشان هم تنها یک‌چیز است؛ تمرکز کارگردان گارت ادواردز روی روایت داستان نیست بلکه روی یادآوری مخاطبان به چیزهایی است در فیلم‌های جنگ ستارگان خوششان می‌آید آن‌هم به مستقیم‌ترین شکل ممکن.

ماراتن نوستالژی

%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%ba%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-rogue-one-a-star-wars-story-2016-10مردم از جو فیلم‌های سابق جنگ ستارگان خوششان می‌آید بنابراین تا دلتان بخواهد صحنه‌های خاک و خول داریم. مردم هان سولو را دوست دارند به‌همین خاطر اکثر پروتاگونیست‌های داستان مشتقی از مرام و شخصیت او هستند مخصوصا جین. مردم از شورشیان توسری‌خور که بی‌وقفه و پشت سرهم در تلاشی بیهوده ضربت می‌زنند و می‌جنگند خوششان می‌آید بنابراین تا دلتان بخواهد هم از این صحنه‌ها داریم. مردم عاشق نبردهای هوایی جنگنده‌های X-Wing و TIE هستند که اینجا هم یک تعداد از این صحنه‌ها گنجانده‌شده است و سرانجام مردم عاشق دارت وِیدر هستند بنابراین در فیلم حضور دارد بدون هیچ دلیل مشخصی فقط برای اینکه در فیلم باشد که اگر کاملا هم حذف هم می‌شد عملا چیزی تغییر نمی‌کرد.

حالا که دارت وِیدر نقش ضد‌قهرمان و شرور داستان را ندارد، این وظیفه به شخصیت اورسون کرنیک محول شده است که بیشتر وقت خود را صرف بزرگنمایی و اعتبار بخشیدن به پروژه‌ی ستاره‌ی مرگ پیش اعضای دیگر دربار امپراتوری می‌کند و یا توسط شورشیان دست انداخته می‌شود که هیچ‌کدام از او یک شرور بدجنس درست‌و‌حسابی نمی‌سازد. در عوض او بخش عمده‌ای از حضورش در فیلم را دوشادوش ضدقهرمانان شناخته‌شده و برجسته‌ی فیلم‌های اصلی سپری می‌کند و این موضوع به‌طور مداوم تصویر او به‌عنوان یک مهره‌ی مؤثر و مهم را کمرنگ‌تر می‌کند که متأسفانه از این حیث تنها هم نیست.

پروتاگنیست فیلم جین اِرسو است که در اوایل فیلم زمانی که تنها یک بچه بود دیده می‌شود که به همراه والدین خود در مکانی دوردست زندگی می‌کند تا اینکه یک پهباد آن‌ها را رصد کرده و یک سفینه پر از افسر و سرباز از طرف امپراتوری فرستاده می‌شود تا آن‌ها را دست‌گیر کنند. پدر جین دانشمندی است که توانایی‌هایش برای تکمیل پروژه‌ی ستاره‌ی مرگ ضروری است. درحالی‌که والدین او با دستگیر کنندگان کلنجار می‌روند جین موفق می‌شود فرار کند. سال‌ها بعد او حالا بزرگ شده و توسط اتحاد شورشیان به جرم همکاری پدرش با امپراتوری دست‌گیر می‌شود. وقتی‌که تبعیدشدگان از امپراتوری ادعا می‌کنند که نقشه‌هایی از ستاره‌ی مرگ وجود دارد که نقاط ضعف آن را آشکار می‌کند، جین ارسو به همراه یک جاسوس پوست‌کلفت (دیگو لونا) مأمور می‌شوند این نقشه‌ها را دزدیده و برای شورشیان بیاورند.

تمرکز کارگردان گارت ادواردز روی روایت داستان نیست بلکه روی یادآوری مخاطبان به چیزهایی است در فیلم‌های جنگ ستارگان خوششان می‌آید آن‌هم به مستقیم‌ترین شکل ممکن

تقریبا هیچ شخصیتی از فیلم «جنگ ستارگان: امید نو» باقی نمی‌ماند که کارگردان و عوامل فیلم جلوی دوربین نیاورده باشند و دیالوگ‌های خاطره‌انگیزشان را بازسازی نکرده باشند، حالا چه از طریق برداشت‌های مجدد، استفاده از فیلم و تصاویر فیلم‌های قبلی و یا در بعضی موارد حتی شبیه‌سازی کامل کامپیوتری شخصیت‌های فوت‌شده‌ی بسیار قدیمی. این موضوع در پرده‌ی سوم فیلم به اوج می‌رسد، جایی که فیلم هیچ دغدغه ای جز بازسازی بسیاری از سکانس‌های فیلم‌های قبلی ندارد و حتی تظاهر به پرداختن به چیز دیگری نیز نمی‌کند. این موضوع تا جایی پیش می‌رود که ده دقیقه آخر فیلم دیگر به یاغی یک کاری ندارد و به یک پیش‌پرداخت مستقیم فیلم امید نو بدل می‌شود و به‌این‌ترتیب کسانی که فیلم امید نو را ندیده‌اند در تاریکی و سرگردانی رها می‌شوند.

%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%ba%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-rogue-one-a-star-wars-story-2016-5این مسئله جای بسی تأسف است چون جاهایی که یاغی یک روی داستان خودش متمرکز می‌شود عناصر جالبی را رو می‌کند، مخصوصا این اندیشه که مفهوم شورشیان در مقابل امپراتوری به معنای خوب مطلق در برابر اهریمن مطلق نیست و شورشیان هم درراه یک حقیقت بهتر از انجام کارهایی که ازنظر اخلاقی جای بحث دارند ابایی ندارند. برخی شخصیت‌های فیلم حالا نمی‌خواهم ادعا کنم منحصر‌به‌فرد ولی جالب و خوب از آب درآمده‌اند.

آلان تودیک در نقش یک ربات ازنو برنامه‌ریزی‌شده‌ی امپراتوری، شوخ‌طبعی لازم و انسانیت واقعی را به فیلمی که معمولا در هر دو زمینه ضعف و کاستی دارد می‌بخشد. تا اینجا بهترین بخش فیلم یاغی یک همین ربات است و تمام صحنه‌هایی که در آن حضور دارد را از آن خود می‌کند اما افسوس که تعداد بیشتری از آن‌ها در فیلم حضور ندارند. این ربات معمولا در فیلم می‌آید چیز بامزه‌ای می‌گوید و می‌رود که از دو حال خارج نیست؛ یا شبیه‌سازی دائمی او در فیلم بسیار هزینه‌بر است یا اینکه واقعا کاری برای انجام دادن ندارد و کسی دقیق نمی‌داند کجای فیلم او را بگنجاند. در هر دو حالت اما غیبت او در صحنه‌هایی که حضور ندارد کاملا احساس می‌شود.

از میان شخصیت‌های انسانی فیلم تنها شخصیتی که شاید ارزش پولی که می‌دهید را داشته باشد، شخصیت دانی یِن است نگهبان نابینای سابق معبد جِدی که پرکنایه و گرم و در سطحی از تمرکز که هیچ‌یک از دیگر شخصیت‌های آدم فیلم به پایش نمی‌رسند و وقتی حرکت‌های کنگ‌فوی خود را رو می‌کند جادویی به پا می‌شود.

تماشایی اما فراموش‌شدنی

از ضعف‌هایی که تا به اینجا از فیلم گفته شد بدون‌شک مهم‌ترینشان این حقیقت است که در یک سطح بالا، چراغ راه یاغی یک کارگردان یا شخصیت‌ها و کلا هیچ‌یک از عوامل سازنده‌ی فیلم نیستند بلکه توهمِ دادنِ تمام چیزهایی است که طرفداران از یک فیلم فرنچایز می‌خواهند. غافل از اینکه با تمرکز روی این مسئله ارائه‌ی چیزی که خود تماشاگر هم نمی‌داند می‌خواهد غیرممکن می‌شود. این مورد دوم بود که جرقه‌ی فیلم‌های جنگ ستارگان را از ابتدا زد و مانع از درجا زدن این دنباله فیلم‌ها شد.

نقطه‌ی ممتاز فیلم اینجاست است که چقدر خوب و عالی جای خود را در دنیای جنگ ستارگان باز می‌کند و وقایعی که می‌دانستیم و وقایعی که حتی فکرش را نمی‌کردیم را به هم پیوند می‌دهد.

یاغی یک برای طرفداران جنگ ستارگان که فکر می‌کردند از پیش‌درآمدها جامانده‌اند یک فیلم جنگ ستارگانی است، اما برای تماشاگران جدید جز هیجانات الکی و بی‌سروته چیزی ندارد؛ اما از این کاستی‌ها و معایب که بگذریم، دستاوردی که یاغی یک: روایتی از جنگ ستارگان در یک مقیاس بزرگ‌تر به دست می‌آورد قدمی بزرگ در جهت پیشبرد داستان‌های جنگ ستارگان محسوب می‌شود. یاغی یک شاید یک موفقیت بزرگ نباشد اما وظیفه‌ای که به او محول شده را به‌خوبی انجام می‌دهد. فیلم اگر زیر چتر جنگ ستارگان نمی‌رفت می‌توانست یک فیلم علمی-تخیلی مستقل خوب باشد. نقطه‌ی ممتاز فیلم اینجاست است که چقدر خوب و عالی جای خود را در دنیای جنگ ستارگان باز می‌کند و وقایعی که می‌دانستیم و وقایعی که حتی فکرش را نمی‌کردیم را به هم پیوند می‌دهد. از این حیث فیلم آن‌قدر خوب ظاهر می‌شودکه آدم را به تأمل وامی‌دارد چه داستان‌های ناگفته‌ی دیگری می‌تواند در گوشه‌های تاریک کهکشان دوردست جورج لوکاس نهفته باشد …

این مطلب به‌صورت اختصاصی در تحریریه پلان موویز به نگارش درآمده است. استفاده با ذکر نام پلان موویز و لینک به این صفحه آزاد است.

نقد فیلم

    به اشتراک بگذارید
    ۲۸٫۹٫۱۳۹۵
     
    سپهر سرایی
    به قلم: سپهر سرایی

    سینما خوانده، عضو سابق انجمن نویسندگان و منتقدین سینمایی، در‌حال‌حاضر برای هیچ مجله‌ی چاپی قلم نمی‌زنه و ترجیح میده مستقل کار کنه ...

    1 دیدگاه مطرح شده
    • عقاب

      سلام دیدن جنگ ستارگان فوق العاده من خوش می اید دوباره ادامه بدین

    بیان دیدگاه