نقد فیلم: «جوخه انتحاری»

به قلم : Peter Debruge ورایتی/ برگردان اختصاصی از پلان موویز

بگذارید تقصیر بتمن ولی جهانِ دی‌سی طی سال‌های اخیر بدجور تیره‌وتار شده. به‌جای اینکه مانند آنچه در تبلیغات روانگردانانه‌اش دیده می‌شود، برای مخاطبانش لوس‌بازی و خرابکاری و بی‌ادبی به ارمغان آورد، «جوخه انتحاری» مخاطب را دوباره به درون دنیای سیاه زغالی «بتمن در برابر سوپرمن: طلوع عدالت» پرتاب می‌کند؛ و دنباله‌ی تمام شدن مرد فولادی می‌خواهد دنیایی را متصور شویم که در آن دولت آن‌قدر بیچاره و مستأصل شده که تنها امیدش برای مقابله با نسل بعدی ابرانسان‌ها گردهم‌آوری تیمی از شرورترین تبه‌کاران ممکن است.

ایده‌ی فیلم در کل کوچک‌ترین معنایی نمی‌دهد اما برای من جالب است که چطور کارگردانی در قد و قواره‌های دیوید آیر حاضر می‌شود ۹ تن از خبیث‌ترین شخصیت‌های داستان‌های دی‌سی را برداشته تا نسخه‌ای ابرقهرمانی و سنگین از «۱۲ خبیث» بسازد، اما به دلایلی که از کنترل خود آیر هم خارج است محدود به نگرش کمپانی در باقی آثار اخیر دی‌سی مخصوصا فیلم خودسرانه و ظاهرا پرجلای زَک اسنایدر از افسانه‌ی سوپرمن می‌شود. چقدر خوب می‌شد اگر کارگردان (مثل فیلم قبلی خود «Fury» در مورد عملیاتی انتحاری طی جنگ جهانی دوم) دنباله‌ی همان رویه‌ی آشفته‌بازار به ته خط رسیده را پیش می‌گرفت، نهایتا اما او مجاب می‌شود تا از سبک اسنایدر پیروی کند، به این امید که «جوخه انتحاری» هم مانند فیلم روزنامه‌وار لبریز از افکت زک اسنایدر «Sucker Punch» از آب درمی‌آید.

ایده‌ی فیلم در کل کوچک‌ترین معنایی نمی‌دهد اما برای من جالب است که چطور کارگردانی در قد و قواره‌های دیوید آیر حاضر می‌شود ۹ تن از خبیث‌ترین شخصیت‌های داستان‌های دی‌سی را برداشته تا نسخه‌ای ابرقهرمانی و سنگین از «۱۲ خبیث» بسازد.

علیرغم داستان مزخرفش و تون فیلم که به گستاخانه حتی نزدیک هم نیست، انتظار می‌رود «جوخه انتحاری» به یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های تابستان تبدیل شود و با حضور وصله‌خورده‌ و پیوند زده‌شده‌ی جِیرد لِتو در نقش جوکر احتمالا این استقبال در گیشه دوچندان خواهد بود. حالا که شخصیت‌های جدید بسیاری برای معرفی کردن وجود دارد، آیر فیلم را با داستان پیدایش، توانایی‌های هر شخصیت و چگونگی دستگیری‌شان آغاز می‌کند.

فیلم Suicide Squad 2016 (6)

در صدر این لیست مزدور مرگبار دِدشات (ویل اسمیث) و هارلی کویین (مارگُت رابی) روان‌پزشکی جذاب در پناهگاه آرخام با لهجه‌ای بالاشهری نصف و نیمه قرار دارد که ظاهرا جوکر او را تحت شوک الکتریکی به درون اسید بدریخت کننده انداخته است که البته هر دو در فیلم توسط بتمن (با بازی دوباره بن افلک) دستگیر می‌شوند. باقی شخصیت‌ها هم در قالب خلاصه‌ای که والر در جلسه‌ای با حضور مقامات عالی‌رتبه برای رام کردن این روانی‌ها ارائه می‌کند معرفی می‌شوند.

اول کاپیتان بومرنگ (Jai Courtney) را با آن لهجه‌اش داریم که اساسا سارقی با یک بومرنگ است، یک آتش‌افروز مرموز سرتاسر خال‌کوبی به اسم اِل دیابلو (Jay Hernandez)، گره‌گشا (Adam Beach) که از درودیوار بالا می‌رود، یک موجود جهش‌یافته با پوست خزندگان موسوم به کیلر کراک (Adewale Akinnuoye-Agbaje) و جون مون دانشمند (کارا دلویگن مدل برند شَنِل) که توسط جادوگری ۷۰۰۰ ساله قبضه شده است. نینجایی اجباری به اسم کاتانا (Karen Fukuhara) را هم داریم با شمشیری سامورای و جادویی که روح تمام کسانی که می‌کشد در خود نگه می‌دارد. دلیل تنوع شخصیت‌ها به کنار از شخصیت‌های گروه دوم که معرفی شد فقط دیابلو کمی جالب است که البته این را مدیون تلاش تحسین‌آمیز آیر به دادن وجدان و ضمیر به این شخصیت است. (این شعله‌انداز انسانی حسابی از جزغاله کردن زن و بچه‌هایش دلش کباب شده و تنها شخصیتی است که توانایی خود را محکوم کرده و خود را تسلیم می‌کند).

ایرادی که معمولا منتقدین به فیلم‌های داستان‌ مصوری شلوغ می‌گیرند این است که این فیلم‌ها انرژی چندانی را صرف نقش‌ها و بعد روانی فیلم نمی‌کنند و در عوض تمرکز خود را روی صحنه‌های زدوخورد و جلوه‌های کامپیوتری عظیم می‌گذارند. به دنبال احتمال رستگاری اما «جوخه انتحاری» از یک‌جهت دیگر دچار اشتباه می‌شود و آن تعریف انگیزه‌های انسان‌دوستانه برای شخصیت‌هایی است که جذابیتشان در بد بودنشان است. شاید باور این‌که دِدشات آدمکش قراردادی در مورد دخترش نقطه‌ضعف دارد، خوب باشد اما به نظر می‌رسد این بعد از شخصیت او روی اساس کار سنگینی می‌کند و به اسمیث فرصت نقش‌آفرینی می‌دهد درحالی‌که او استخدام‌شده تا بی‌قیدوبندی مشابه «بچه‌های بد» که دیگر به علامت تجاری او تبدیل‌شده را به فیلم اضافه کند.

بدترین قسمت این انگیزش‌های عاطفی مربوط به رابطه‌ی جون مون و کال ریک فلَگ (Joel Kinnaman) می‌شود که مجموعه‌ای از پیچیدگی‌ها را پدید می‌آورد که فیلم قادر به حل آن‌ها نیست و البته به والر کنترلی موقتی بر قلب جادوگر فیلم می‌دهد.

شاید آیر و لِتو توانسته باشند نسخه‌ای همه‌جوره پریشان از جوکر را خلق نمایند اما این شخصیت در فیلم کار خاصی انجام نمی‌دهد. جوکر اینجاست تا فقط دل جواهر آشفته‌اش هارلی کویین را خوشحال کند. دکتری که عاقل بودن و تیپ معقول خود را کنار گذاشته و به فاحشه‌ای با لباس‌های تنگ و پاره که مانند رقاصه‌ها راه می‌رود و مثل تشویق‌کننده‌ها البته از نوع کشتن در دعواها ظاهر می‌شود، تبدیل‌شده.

بعدشم بتمن کجا رفت؟ یا فلش که فقط یک‌لحظه ظاهر شد و بعد غیبش زد؟ هرچند «بتمن در برابر سوپرمن» سوالاتی را در باب عکس‌العمل مردم در برابر محافظت شدن توسط اوباش‌های ابرانسان برمی‌انگیزد، «جوخه انتحاری» راه‌حلی ۱۰۰ درصد غیرمنطقی برای تهدیدات آتی ارائه می‌کند؛ مانند «دِدپول» اوایل امسال، این موضوع تنها تا جایی که دست شخصیت‌ها را باز بگزارد و به آن‌ها اجازه نقش‌آفرینی دهد سرگرم‌کننده است.

مثلا قرار بود این فیلم نوشدارویی برای فیلم‌های داستان‌ مصوری که اخیرا حسابی تحلیل رفته‌اند باشد، اما درنهایت چیزی بیشتر از تکراری سطح بالا از مکررات از آب درنیامد.

اختصاصی پلان‌موویز استفاده از این مطلب تنها با ذکر دقیق منبع و لینک به منبع مجاز می‌باشد.

نقد فیلم

    به اشتراک بگذارید
    ۲٫۶٫۱۳۹۵
     
    مجید مسکینی
    به قلم: مجید مسکینی

    27 ساله، مدیر پلان موویز، به آثار کلاسیک (چه موسیقی، چه کتاب، چه فیلم) احترام می‌ذاره اما معتقده جدید همیشه بهتره

    1 دیدگاه مطرح شده
    • ساز دهنی

      اینم از اون فیلما بود که حیف شد ، شخصیتایی که بی مزه و خیلی بچه گونه حیف شدن ، حیف نه اینکه مردن ، حیف از این لحاظ که جای کار داشت این فیلم

    بیان دیدگاه