نقد انیمیشن «زندگی پنهان حیوانات خانگی»: حیوانات سخنگو بامزه هستند اما انتظار چیزی در حد پیکسار را نداشته باشید.

از شاهکار خبری نیست، اما این ماجراجوییِ سگیِ پرنشاط چیزهای زیادی دارد که حالشو ببرید.

به قلم : بن کرال – ایندی‌وایر/ برگردان اختصاصی از پلان موویز

با یک شوک چطورید: ظاهرا بزرگ‌ترین و پرهیجان‌ترین فیلم اکشن تابستان امسال در مورد … سگ‌های سخنگوست. چیزهایی عجیب‌تر از این اتفاق افتاده، اما این هم از این. «زندگی پنهان سگ‌های خانگی» از صحنه‌ی اول مثل خرسی که از غار بیرون زده باشد جست‌وخیز می‌کند، بنابراین اگر دنبال عواطف و احساسات هستید احتمالا درخت اشتباهی را برای بالا رفتن انتخاب کرده‎اید.

در مقام مقایسه با کارتون «داستان اسباب‌بازی‌ها» دو فیلم نقاط مشترک بسیاری دارند. نه‌فقط چون هر دو دنبال یافتن پاسخ سؤال مشابهی هستند – اینکه بازیگوش‌های ما زمانی که در کنار آن‌ها نیستیم چه‌کار می‌کنند؟ – با همان سطح شورونشاط، بلکه، هم «زندگی پنهان حیوانات خانگی» و هم اولین امتحان پیکسار که خیلی زود به دنباله‌فیلمی بزرگ و چهارقسمتی تبدیل شد، بر اساس کشمکش و بحران بنیادین مشترکی ساخته‌شده‌اند. هر دو فیلم بر پایه‌ی رقابت بین پسر اشرافی شاهی در یک قلعه و یک رقیب تازه‌وارد، رقیبی جدید برای عنوان تیرانداز برتر از نگاه استاد ساخته‌شده‌اند.

در اینجا آن شاهزاده، مکس است، سگی شیطان از نژاد تری‌یِر با صدای Louis C.K که به شخصیت همه‌کاره‌ی این سگ صدایی خانواده دوستانه و پرانرژی می‌بخشد. مکس در یکی از حیوان‌‌دوست‌ترین آپارتمان‌های منهتن با صاحبش کیتی (Ellie Kemper) زندگی می‌کند و یک گلّه جک‌وجانور اهلی‌شده در همسایگی. یک سگ پاگ به اسم مِل (Bobby Moynihan)، کلویی ماده گربه (Lake Bell) و گیجِت (Jenny Slate) سگ اسکیموی بااحساس. با همه‌ی این شخصیت‌ها و شخصیت‌های بسیار دیگری به‌صورت سلسه‌وار و سریع در ابتدای فیلم آشنا می‌شویم. پر از شیرین‌کاری بصری، شیطنت‌های احمقانه حیوانی تلفیق‌شده با موسیقی پرتحرک الکساندر دسپلات، چالاکانه همه‌چیز محیا می‌شود تا به ما نشان دهد وقتی صاحبان نیستند حیوانات خانگی آن روی خود را نشان می‌دهند و چه مسخره‌بازی‌هایی که اتفاق نمی‌افتد.

مثل همیشه اما این دوران خوش دوام چندانی ندارد و همه‌ی این‌ها روزی که صاحبش سگی دیگر به اسم دوک را با خود به خانه می‌آورد به پایانی سرد می‌انجامد. این بی نژاد پشمالو با صدای Eric Stonestreet خیلی زود به یک تهدید برای جایگاه مکس بدل می‌شود و حالا با ویرایش حرفه‌ای و یا شاید یک‌جور ارتباط ماورایی این دو شخصیت به‌نوعی تخاصم طبیعی می‌رسند؛ اما این تخاصم و عداوتی که به دنبال آن اوج می‌گیرد خیلی زود منجر به گم‌شدن شخصیت‌های سگی کلیدی ما در خیابان‌های نیویورک می‌شود. بدون قلاده و سرگردان مأموران کنترل حیوانات جمعشان می‌کنند. ازاینجا به بعد که ۱۵ دقیقه هم نمی‌شود، داستان تند و سریع فیلم روی دور آرام می‌افتد.

کارگردانان کریس رنو و یَرو چِینی با کمک فیلم‌نامه‌نویس‌ها برایان لینچ، سینکو پال و کِن داریو، اتفاق پشت اتفاق و شخصیت پشت شخصیت روی‌هم تلنبار می‌کنند. حیواناتی آتیشی – گروهی از انقلابیون فاضلابی به رهبری خرگوش پلید کوین هارت – هم به این دنباله می‌پیوندند. در همین حین، گیجِت، مِل و رفقا تیمی تشکیل می‌دهند تا آن‌ها را یافته به خانه بازگردانند و به‌این‌ترتیب تعداد زیادی کمدین و شخصیت به این آشفته‌بازار اضافه می‌شود که جا برای نام بردن نمی‌ماند. (البته آلبرت بروکس در نقش یک شاهین منگل-موجی یک استثناست). اشاره‌ و تجدیدعهدهایی هم به فیلم‌های قدیمی می‌شود تا مخاطب بزرگ‌سال نیز راضی نگه‌داشته شود و سگ سوسیسی پارکور کار که ته خنده است.

اگر همه‌ی این‌ها به نظر بیش‌ازحد شلوغ و اشباع‌شده به نظر می‌رسد، عملا همین‌طور هست؛ و اگر سرعتِ گردن‌شکنِ فیلم چیزهای زیادی را بدون پرداخت کافی معلق رها می‌کند، این‌کار را به قیمت تمرکز روی شخصیت‌ها و جواب پس‌دادن به‌صورت عاطفی انجام می‌دهد. از این منظر در قسمت دور آرام فیلم دیگر از آن شباهت‌های پیکساری خبری نیست؛ و به‌سختی بتوان آن را خط‌مشی در میان انرژی جنون‌آمیز فیلم تلقی کرد، کشمکش محوری بین دوک و مکس هم در میان کمدی، دنبال کردن‌ها و صحنه‌های پرتحرک فیلم گم می‌شود.

نه که بگوییم همه‌ی این‌ها ضعیف کار شده‌اند، دقیقا برعکس، رنو، چِینی و انیماتورهای شرکت ایلومینیشن درنهایت دقت و تجربه‌ی فنی به آن پرداخته‌اند. رنگ‌ها از صفحه بیرون می‌زنند، نور طلایی پاییزی نیویورک در پس‌زمینه آدم را به‌سوی خود فرامی‌خواند و صحنه‌های استادانه‌ی فیلم درنهایت پیچیدگی و ظرافت طراحی و چینش شده‌اند.

فقط اینکه، با هم‌چین حجم و سرعتی در اکشن، تنها چیزی که برایتان باقی می‌ماند – البته بعدازاینکه نفسی گرفتید و تیراژ فیلم شروع به پایین آمدن کرد – تقدیری عمومی است بر اینکه چقدر خوب رنو و دوستانش می‌توانند از کرک و پر کارتون درآورند و یا به موج‌هایی که رود هادسون غرش می‌کند جلوه و حیات ببخشند. شاید ازنظر فنی بی‌عیب‌و‌نقص بیاید اما در حد یک احساس نیست.

امتیاز: B-

نوشته: بن کرال – ایندی‌وایر

اختصاصی پلان‌موویز استفاده از این مطلب تنها با ذکر دقیق منبع و لینک به منبع مجاز می‌باشد.

نقد فیلم

    به اشتراک بگذارید
    ۱۷٫۶٫۱۳۹۵
     
    مجید مسکینی
    به قلم: مجید مسکینی

    27 ساله، مدیر پلان موویز، به آثار کلاسیک (چه موسیقی، چه کتاب، چه فیلم) احترام می‌ذاره اما معتقده جدید همیشه بهتره

    1 دیدگاه مطرح شده
    • مینو

      برخلاف نقد منفی شما من خیلی با این کارتون حال کردم ….

    بیان دیدگاه